تبليغاتX
 و خداوند عشق را آفريد... - پيداست

پيداست هنوز شقايق نشدي ...

زنداني زندان دقايق نشدي

وقتي که مرا از دل خود مي راني ...

يعني که تو هيچ وقت عاشق نشدي

زرد است که لبريز حقايق شده است ...

تلخ است که با درد موافق شده است

شاعر نشدي وگر نه مي فهميدي ...

پاييز بهاريست که عاشق شده است

  

 

+ نوشته شده در 86/10/11ساعت 12:37 توسط * *•. ღنگـــــارღ.•* * |