حتی طبیعت هم از تنهایی رنج می بره.
آخه این دختره چه طور دلش اومده این کارو بکنه؟

خيلي راحت دلمو شكستو رفت.

اين آخرين گلي بود كه بهم داد از اون فقط همين يادگار.

من خودمو معرفی میکنم من:


نمیدانم که این تنهایی را چگونه تحمل کنم. دل تنهای من غم دوری تو را دارد پس برگرد.

در این لحظه زندگی برایم ناممکن شده بود چون اون منو تنها گذاشت.

انتظار+ مرگ= عاشق همشه تنهاست
فکر کنم دیگه امیدی نیست.

در تمام زندگی ام این لحظه از همش دردناک تر بود.

تنها ماندن را اکنون درک میکنم.


